میکس و مسترینگ

میکس و مسترینگ چیست و چه تفاوتی باهم دارند؟

میکس و مستر

میکس و مسترینگ ، در واقع دو قسمت مجزا در پروسه ی ضبط تا انتشار آهنگ هستند ، که مطالب گسترده و پیچیده ی آن ، افراد زیادی را گیج می کند ! حال اگر در حال ضبط و تهیه یک آلبوم موسیقی برای فروش هستید ،  آموزش میکس و مسترینگ اصولی ، الزامی است.در مقاله امروز تب استودیو به صورت جامع به فرایند میکس و مسترینگ خواهیم پرداخت و به زبانی ساده به توصیف این بخش جدا نشدنی از موسیقی خواهیم پرداخت.

میکس چیست ؟

میکس کردن ، ترکیب تمام چیزهایی ست که در پروژه ضبط کرده اید یا به صورت یک فایل Midi نوشته اید . همچنین کار هایی چون افکت گذاری ، EQ ، تنظیمات لاین ها و … از کارهای مهم میکس است . میکس ، جور کردن تکه های پازل بوده و در عین حال که قطعات را به هم متصل می کنید ، مطمئن شوید که همه چیز به هم به درستی وصل شده اند و در نهایت هم دستی به سر و روی آنچه ساخته اید، می کشید . بعد از اتمام میکس ، آهنگ باید حال و هوای خوبی داشته و باعث خشنود شدن شما از آن شود

🎧 پریست میکس وکال رایگان

یه پریست آماده برای میکس وکال؛ رایگان دانلودش کن و روی صدای خودت امتحانش کن.

دریافت رایگان پریست

می‌خواهید میکس و مسترینگ آهنگتان را سفارش بدهید؟

آهنگ خام‌تان را به تب استودیو بسپارید؛ تعرفه‌ها و مراحل کار در این صفحه آمده است.

سفارش میکس و مسترینگ حرفه‌ای

مسترینگ چیست ؟

مسترینگ در حقیقت بخشیدن شفافیت و درخشش به صداها می باشد . به طور ساده ، گوش دادن به موزیک بعد از مسترینگ نباید باعث به وجود آمدن حس انفجار در اسپیکر ها شود ، به عبارتی سطح صداها با یکدیگر متعادل و در کل آهنگ حس گیرایی داشته باشد.در نظر داشته باشید ، مستریگ بحثی بسیار مبهم و سر بسته بوده و جدا از اصلاح تفاوت سطح صداها ، مستر کردن به طرزی باور نکردنی ، پروسه ای وابسته ای به علم در این زمینه است ! هم اکنون برنامه هایی وجود دارند که به شما کمک می کند ، خودتان مسترینگ کنید اما اگر برای پخش آهنگ خود برنامه دارید ، خرج برای حرفه ای تر شدن این کار ، سرمایه گذاری خوبی ست از ابتدا نیازی به حرفه ای بودن نیست اما باید سعی کنید حتی الامکان با میکس ، موسیقی خود را برجسته تر کنید . پس انجام میکس صحیح امری ست که باید برای آن تلاش کنید . برخلاف مسترینگ ، میکس را در خانه نیز می توانید انجام داد . اما نیازمند به تمرین و زمان است ولی با کمی ممارست قابل دستیابی ست.

 

هدف از میکس و مستر چیست

هدف از میکس چیست؟

در پاسخ به این سوال که هدف از میکس چیست؟ باید گفت که هدف اصلی یک میکس استاندارد تولید صدایی شفاف ، پر قدرت و با عمق متناسب می باشد.البته این را هم اضافه کنیم که تمامی صداهای استفاده شده در یک قطعه موسیقی باید به وضوح مناسب قابل شنیدن باشد و با سبک آن کار همخوانی نیز داشته باشد.استفاده نکردن از صدایی که وجودش در یک قطعه موثر نیست یکی از راه هایی است که به وضوح عناصر موسیقی کمک می کند.

اهداف فرایند میکس بسیار مشخص و تاثیر گذار است که به طور کلی در موارد زیر خلاصه می شود.

  • تفکیک و جایگاه هر صدا
  • قدرت بخشیدن به صدا

تفکیک و جایگاه هر صدا

در این قسمت جایگاه هر ساز یا صدا در موسیقی مشخص می شود.یکی از راه های با اهمیت در جایگاه سازی صدا پنینگ در موسیقی می باشد که این بخش به زبان ساده پخش صدا از باند چپ و راست است. با این تکنیک از تداخل فرکانسی بین سازها جلوگیری می شود و باعث می شود که خیلی بهتر و جذاب تر نیز شنیده شود.هر ساز یا صدا جایگاه مخصوص خود را در موسیقی دارد و این باعث بهتر شنیده شدن آن می شود.

قدرت بخشیدن به صدا

یکی از راه های قدرت بخشیدن به صدا این است که فرایند میکس باعث تشخیص بهتر صدا‌ و سازها شود.جالب است بدانید که بین آهنگسازان و تنظیم کنندگان اصطلاح کار پر شنیده می شود جایگاه ویژه ای دارد.این اصطلاح وقتی کاربرد دارد که آهنگ بر خلاف ظاهر بسیار خلوتش ، طوری میکس شده که پر شنیده می شود.یکی از عناصر مهم موسیقی در این حوزه درامز و ریتم کار ( پرکاشن ) می باشد.

تفاوت میکس و مسترینگ چیست؟ 

در پاسخ به سوال تفاوت میکس مستر چیست ؟ می توان گفت که اگر بخواهیم در قالب یک مثال کوتاه برایتان توضیح دهیم اینگونه می گوییم که اگر فرایند ساخت یک ساختمان را در نظر بگیرید فونداسیون و تعمیرات و تغییرات اصلی ساختمان مثل لوله کشی و… را می توان به میکس و نمای ساختمان ، حیاط سازی و فضای سبز آن را به مسترینگ تشبیه کرد.که هر یک از آنها ( میکس و مسترینگ) باید در کنار هم یک ساختار استانداردی را برای شنونده ایجاد نمایند.

میکس و مستر چیست - میکس و مسترینگ

تفاوت میکس و مسترینگ با یک مثال ساده

برای درک بهتر تفاوت میکس و مسترینگ، یک فیلم سینمایی را تصور کنید.

در مرحله تدوین، صحنه‌های مختلف کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، صدای بازیگران تنظیم می‌شود و موسیقی و جلوه‌های صوتی اضافه می‌شوند. این مرحله شباهت زیادی به میکس دارد.

پس از پایان تدوین، رنگ، نور و کیفیت نهایی فیلم برای نمایش در سینما یا پلتفرم‌های مختلف تنظیم می‌شود. این مرحله را می‌توان مشابه مسترینگ دانست.

بنابراین میکس روی اجزای اثر تمرکز دارد و مسترینگ روی نتیجه نهایی تمرکز می‌کند.

آیا میکس خوب بدون مسترینگ کافی است؟

یک میکس حرفه‌ای ممکن است کیفیت بسیار خوبی داشته باشد؛ اما معمولاً هنوز برای انتشار نهایی آماده نیست.

ممکن است حجم صدای آهنگ کمتر از آثار دیگر باشد، تعادل کلی فرکانس‌ها نیاز به اصلاح جزئی داشته باشد یا فایل خروجی با استانداردهای انتشار هماهنگ نباشد.

مسترینگ آخرین لایه کنترل کیفیت است و کمک می‌کند آهنگ در دستگاه‌ها و پلتفرم‌های مختلف عملکرد مناسبی داشته باشد.

مهندس میکس و مهندس مسترینگ چه تفاوتی دارند؟

مهندس میکس روی جزئیات داخلی آهنگ تمرکز می‌کند. او باید بتواند صدای خواننده، سازها و افکت‌ها را به‌درستی مدیریت کند و فضای مناسبی برای هر عنصر ایجاد کند.

مهندس مسترینگ با نگاه کلی‌تری به موسیقی گوش می‌دهد. وظیفه او این است که خروجی نهایی را از نظر کیفیت فنی، حجم صدا و آمادگی برای انتشار بررسی کند.

در برخی پروژه‌ها یک نفر میکس و مسترینگ را انجام می‌دهد. با این حال، سپردن مسترینگ به فردی دیگر می‌تواند مزیت مهمی داشته باشد؛ زیرا مهندس مسترینگ با گوش تازه و بدون وابستگی به تصمیمات مرحله میکس، آهنگ را بررسی می‌کند.

میکس مهم‌تر است یا مسترینگ؟

میکس و مسترینگ هر دو اهمیت زیادی دارند و نمی‌توان یکی را جایگزین دیگری کرد.

اگر میکس ضعیف باشد، مسترینگ نمی‌تواند تمام مشکلات را برطرف کند. از طرف دیگر، اگر یک میکس خوب بدون مسترینگ منتشر شود، ممکن است آهنگ از نظر بلندی صدا و کیفیت نهایی با آثار حرفه‌ای قابل رقابت نباشد.

بنابراین برای رسیدن به بهترین نتیجه باید هر دو مرحله با دقت و توسط فرد متخصص انجام شوند.

تصورات نادرست راجع به پروسه ی مسترینگ

یش از شروع مسترینگ، این موضوع شامل کارهایی از این دست می شود: توضیح این که مهندس مسترینگ برای این که بتواند بهترین نتیجه را به مشتری تحویل دهد به چه نوع فایل هایی نیاز دارد، این که با مسترینگ به چه خواسته هایی می شود رسید و به چه چیزهایی نمی شود دست پیدا کرد و این که آرتیست چه برنامه ای برای ریلیز و عرضه ی کارش دارد و برای آن به چه فرمتی نیاز خواهد داشت. امروزه دیگر ساختن یک فرمت دیجیتال کافی نیست، چون سی دی ها دیگر در اکثر کشورها از رده خارج شده اند و موزیک ها روی پلتفرم های دیجیتال متنوعی عرضه می شوند.

در دهه ی ۹۰ و اوایل دهه ی ۲۰۰۰، وقتی ساخت یک پروژه به اتمام می رسید از آن فقط یک نسخه ی مستر برای CD آماده میشد. فرمت های رایجی که امروزه استفاده می شود بسیار بیشتر شده و در حال حاضر فرمت هایی مانند DDP image (برای کپی کردن روی CD)، فایل های ۲۴bit/Native Sample Rate WAV برای بعضی از سرویس های آنلاین، ۱۶bit/44.1k WAV برای بعضی دیگر از سرویس های آنلاین، فایل های mp3 برای استفاده های شخصی یا تبلیغاتی و برای بعضی سرویس های دانلودی استفاده می شوند.

این فرمت ها البته تنها فرمت های اصلی هستند که تمام آن ها قابلیت تنظیم شدن بیشتر را هم دارند. فرمت های زیر شاخه ای مانند pre-master برای صفحات گرامافون، pre-master برای کاست و مستر برای iTunes هم وجود دارد.

در طول پروسه ی مسترینگ، مهندس مسترینگ به مشتری توضیح می دهد که چه چیزی می تواند و چه چیزی نمی تواند در مسترینگ اتفاق بیفتد. معمولا بلندی صدای مستر اولین دغدغه ی این مشتری هاست.

اولین وظیفه ی شما به عنوان مهندس مسترینگ این است که مشتری هایتان را راضی نگه دارید، تمام نیازهایشان را برآورده کنید و خوش صداترین مستر ممکن را در اختیارشان قرار دهید. بیشتر وقت ها این کار دشوار نیست اما بعضی وقت ها نمی شود به خواسته ی مشتری گوش داد و ولوم مستر را تا حدی که آن ها می خواهند بالا برد.

متاسفانه این ترس در آرتیست ها وجود دارد که اگر ولوم کارشان به حدی کافی بلند نباشد، در صورت پلی شدن کارشان قبل یا بعد از آهنگ های دیگر ممکن است کارشان زیادی آرام به نظر برسد.

چیزی که بسیاری از افراد در نظر نمی گیرند این است که یک نوع بلندی صدایی وجود دارد که به صورت تکنیکال و با استفاده از مترها و آنالیزرهای مختلف قابل اندازه گیری است و در طرف دیگر، بلندی صدای دیگری وجود دارد که درک شما از میزان بلندی یک صداست و این که گوش ها و مغز شما یک صدا را چقدر بلند تشخیص می دهد. ممکن است یک آهنگ روی یک متر دیجیتال یا یک آنالیزر نرم افزاری بلند به نظر برسد، اما شنونده صدای آن را بلند تشخیص ندهد.

برخلاف تصور عموم، این مساله همیشه به مسترینگ مربوط نیست. چیزهایی که می توانند روی بلندی صدای درک شده از یک آهنگ تاثیر بگذارند متفاوت هستند و این چند مورد، هرکدام تا حدی روی بلندی صدای درک شده از یک قطعه تاثیر می گذارند:

  •  اجرای موسیقی
  •  تکنیک ها و استایل های ضبط
  •  استایل ها و تکنیک های میکس
  • محتوا و پاسخگویی فرکانسی
  •  کیفیت پیک کردن ترانزینت ها

فرکانس های بم روی مترهای دیجیتال اعداد بالاتری را نشان می دهند، اما این مسئله باعث نمی شود که گوش انسان آن را به عنوان یک صدای بلندتر تشخیص دهد. یک قطعه ی موسیقی که از یک درامر خوب بهره می برد (درامری که با شدت بالا روی درامز ضربه می زند) و صدای سازها در آن به خوبی ضبط و میکس شده، می تواند باعث شود شنونده تشخیص دهد که بلندی صدای آن بیشتر است، اما ممکن است به صورت تکنیکال، متر RMS آن نسبت به آهنگ های دیگری که به آن خوبی ضبط و اجرا نشده اند اعداد پایین تری را نشان دهد. به بیان دیگر ممکن است مستر شما به صورت تکنیکال بلندتر از یک مستر دیگر بنظر برسد، اما صدای واقعی آن کمتر از آن مستر باشد و دلیلش هم نکاتی است که بیان کردیم.

بیشتر وقت ها چنین مشکلاتی را نمی شود در پروسه ی مسترینگ برطرف کرد و این مشکلات باید در پروسه ی میکس برطرف شوند. اگر سعی کنید بلندی صدای درک شده از چنین مسترهایی را زیادی افزایش دهید، ممکن است مستر شما خسته کننده شود و گوش دادن به آن ناخوشایند باشد.

تمام آهنگ ها بالاخره به یک محدوده ی بلندی صدای مشخصی در حوزه ی دیجیتال می رسند که اگر شما فراتر از آن حد بروید، اثرات مصنوعی ناخوشایندی روی کیفیت صدای مستر شما ایجاد می شود. تشخیص این موضوع که این محدوده ی مشخص دقیقا کجاست برای مهندسان مسترینگ مختلف متفاوت است و همچنین به لوازمی که استفاده می کنند بستگی دارد، اما در حوزه ی دیجیتال، یک سقف دیجیتال ثابت وجود دارد که نمی شود از آن گذر کرد و این سقف برای تمام مهندسان مسترینگ یکسان است.

بعضی از مهندسان مسترینگ ابزارها و ترفندهایی را برای گرفتن بلندی صدای بیشتر از یک مستر استفاده می کنند، با این که سقف دیجیتالی که وجود دارد برای همه ی ما یکسان است، اما انجام چنین کاری بستگی به متریالی که مشتری در اختیار مهندس مسترینگ قرار داده است دارد. این که بخواهید RMS level یک مستر را به یک آهنگ دیگر برسانید کار سختی نیست، اما در پروسه ی مسترینگ، این که بخواهید بلندی صدای درک شده از یک آهنگی که بد ضبط شده است را به آهنگی برسانید که خیلی خوب و حرفه ای ضبط و میکس شده غیر ممکن است.

نکته ای که می خواهیم بگوییم این است که سعی نکنید آنقدر ولوم مستر را بالا ببرید که بیشتر از این که کیفیت کار را بهبود دهد، به آن ضربه بزند. این که کیفیت مستر را پایین بیاورید فقط به خاطر این که مستر شما در مقایسه با آهنگ هایی که با موزیسین ها، صدابردارها، بودجه و ابزار دیگری ساخته شده اند بلندی صدای کمتری نداشته باشد، اصلا منطقی نیست. یک مهندس مسترینگ خوب توانایی این را دارد که نیازهای مشتری را برآورده کند اما نه به این قیمت که کیفیت کار پایین بیاید.

موضوع بسیار مهم دیگری که وجود دارد، تفاوت مسترینگ برای آلبوم و مسترینگ برای ترک های سینگل است. مسترینگی که روی یک قطعه ای که قرار است به صورت سینگل منتشر شود خوب صدا می دهد، ممکن است اگر همان ترک در یک آلبوم قرار بگیرد، برای آن مناسب نباشد. دلیل چنین چیزی می تواند محتوای فرکانسی دیگر ترک های آلبوم، استایل و انرژی ترک ها و یا ترکیبی از همه ی این ها باشد.

بعضی وقت ها مهندس مسترینگ روی یکی از آهنگ ها برای مشتری یک مستر تست درست می کند و مشتری آن را می پسندد و کل آلبوم را به همان مهندس مسترینگ واگذار می کند. وقتی این مستر تست را به عنوان یک الگو برای مستر کردن دیگر قطعات آلبوم قرار می دهید، گاهی اوقات می بینید که در آن آلبوم آهنگ هایی وجود دارد که استایل ها، داینامیک ها و دیگر مشخصات صوتی متفاوتی نسبت به سایر آهنگ ها دارند. این یعنی بلندی صدای مستر تست شما شاید معیار مناسبی برای انجام مستر دیگر قطعات آلبوم نباشد.

مثلا اگر قرار است یک آلبوم راک را مستر کنید و این آلبوم دارای یک آهنگ آکوستیک خلوت است که هیچ درامز و پرکاشنی ندارد، شما باید به خوبی به آلبوم گوش دهید و ببینید این ترک آکوستیک غیر عادی چقدر باید صدایش بلند باشد که با کلیت آلبوم هماهنگی داشته باشد. اگر ولوم آن را به اندازه ی دیگر ترک های راک آلبوم بالا ببرید، احتمالا صدای ترک آکوستیک شما طبیعی نخواهد بود. اما اگر همین ترک آکوستیک قرار بود به صورت سینگل منتشر شود، شما می توانستید ولوم آن را بلندتر کنید، چون در این حالت دیگر نیازی نبود صدای ترک آکوستیک نسبت به دیگر ترک های آلبوم، طبیعی به نظر برسد.

مسترینگ یک هنر است و بعضی وقت ها برای این که آهنگ های یک آلبوم با هم هماهنگ باشند و آهنگ ها در فرمت های مختلف و روی سیستم های پخش مختلف خوب صدا بدهند، لازم است قید یک سری از چیزها را بزنید.

 

mix &master

 

چطور باید موزیک خودتان را مستر کنید؟

“چرا موزیک هایی که من می سازم مثل آهنگ هایی که می شنوم صدا نمی دهد؟ این سوالی است که بسیار آن را شنیده ایم. پاسخ آن ساده است: چون موزیک های حرفه ای مستر شده اند. مسترینگ آخرین پروسه ای است که پیش از انتشار موسیقی روی آن انجام می شود. برای رسیدن به موزیک های حرفه ای مدنظرتان، چیزی که لازم است یک موسیقی خوب، یک تنظیم فوق العاده و یک میکس بی نقص است و سپس پروسه ی مسترینگ، این قطعه را می تواند به بالاترین حدش برساند.

مهندسان مسترینگ معمولا به عنوان کیمیاگران صوتی شناخته می شوند، کسانی که قدرت هایی جادویی دارند، شنوایی شان بسیار دقیق است و تجهیزات سخت افزاری فراوانی دارند. اما اگر شما پشت پرده را ببینید خواهید فهمید که هیچ جادویی وجود ندارد. فقط یک مهندس مسترینگ با تجربه با ابزاری که احتمالا اکثر شما با آن ها آشنایی دارید .مسترینگ آنقدری که به نظر می رسد پیچیده نیست، فقط نیاز به تمرین و دانش دارد.

آیا شما باید موزیک خودتان را مستر کنید؟

آیا می توانید موزیک خودتان را مستر کنید؟ آیا باید چنین کاری بکنید؟ حقیقت تلخ این است که تنها در صورتی که گوش هایی فوق العاده تمرین دیده، اتاقی با آکوستیک بسیار صحیح و سیستم مانیتورینگی در سطح جهانی داشته باشید خواهید توانست نتیجه ای مشابه با یک مهندس مسترینگ با تجربه بدست بیاورید؛ حتی اگر تعداد زیادی پلاگین با کیفیت و تجهیزات آنالوگ سطح بالا داشته باشید هم چنین چیزی ممکن نیست. علاوه بر این، وقتی شما یک نفر دومی را داشته باشید که میکسی که انجام داده اید را ارزیابی کند، چنین چیزی بسیار با ارزش و مفید خواهد بود چرا که پس از این که شما یک پروژه را ضبط و میکس می کنید، به طور احساسی درگیر آن می شوید. شما تمام برداشت هایی که به سختی ضبط شده اند را به خاطر دارید، تمام ویرایش های سخت و تمام تکنیک های میکسی که به کار برده اید را تا جایی که به شما مربوط می شود، پس از مرحله ی میکس کارتان پایان یافته است. پس از آن یک مهندس مسترینگ حرفه ای می تواند با ارزش باشد؛ کسی که میکس شما را وارد مرحله ی بعد می کند، با گوش هایی تازه آن را می شنود و آن را بهتر می کند.

چند نکته مهم درباره میکس مستر :

۱- اگر در زمان میکس روی باس اصلی تان لیمیتر قرار داده اید، قبل از اکسپورت گرفتن از میکس نهایی آن را حذف کنید.

۲- حواستان باشد ابتدا و انتهای میکس به اندازه ی کافی برای دنباله ی ریورب ها در انتهای آهنگ و attack های ابتدای آهنگ زمان داشته باشد.

آیا نمی شود همین طور چند پلاگین را روی باس میکس قرار دارد؟

بسیاری از مهندسان صدا دوست دارند در حین میکس، پلاگین های مسترینگ را روی باس میکس شان قرار دهند. انجام این روش هیچ ایرادی ندارد اما باید بدانید که چنین چیزی مسترینگ نیست. مسترینگ یک پروسه ی جداگانه است که نیاز به توانایی های متفاوتی نسبت به کسی که کار میکس را انجام می دهد دارد. وقتی در حین میکس روی باس تان از پلاگین های مسترینگ استفاده می کنید پروسه ی مجزایی را انجام نداده اید، در عوض انجام چنین کاری تنها بخشی از پروسه ی میکس کردن شماست. باز هم می گوییم که انجام این کار هیچ ایرادی ندارد و حتی می تواند برای مواقعی که قرار نیست پروسه ی مسترینگ به صورت حرفه ای روی کارتان انجام شود مفید هم باشد.

ابزارهایی که یک مهندس مسترینگ استفاده می کند :

ابزارهای مسترینگ بسیار زیادی در دسترس ما قرار دارد: نرم افزارهای همه کاره ای مانند iZotope Ozone و IK Multimedia T-RackS، مجموعه پلاگین هایی مانند Waves Grand Masters Collection و FabFilter’s Mastering Bundle و سخت افزارهای گران قیمتی مانند کمپرسور Variable Mu از کمپانی Manley و یا Mastering Equalizer و Mastering Limiter از کمپانی Bettermake.

در حداقل ترین حالت، شما برای مسترینگ نیاز به یک linear-phase EQ، کمپرسور، لیمیتر و یک پروسه ی مسترینگ خوب دارید. همچنین بد نیست ابزارهایی مانند یک اکولایزر که به صدا کاراکتر بدهد، یک stereo widener و یک پلاگین tape saturation هم داشته باشید که باعث جذاب تر شدن ترک خواهند شد. علاوه بر این موارد، سعی کنید با لوازمی که در اختیار دارید آزمون و خطا کنید و ببینید کدامشان صدایی که به دنبالش هستید را شکل می دهند.

منسجم کردن میکس

عمل کامپرشن یکی از اعمال کلیدی و همیشگی مسترینگ است. برخلاف کمپرسورهایی که در هنگام ضبط و میکس استفاده می شوند، کمپرسورهای مسترینگ برای درست کردن خطاهای داینامیک کاربرد ندارند. اگر میکس شما دارای مشکلات داینامیک است باید آن را در خود میکس برطرف کنید، سعی نکنید برطرف کردن آن را به مرحله ی مسترینگ موکول کنید. عمل Compression در مرحله ی مسترینگ کمک می کند که سازها و صداهای مختلفی که در موزیک وجود دارد طوری حس شوند که انگار در یک فضای صوتی مشابه نشسته اند؛ علاوه بر این مورد Compression در مرحله ی مسترینگ برای اضافه کردن پانچ و تحرک در قطعه هم کاربرد دارد. اما آگاه باشید که باید از این افکت بسیار ملایم و کم استفاده شود، در غیر این صورت میکس شما تمام داینامیک هایش را از دست خواهد داد و بی روح خواهد شد. Compression شما باید طوری باشد که فقط روی بلندترین پیک ها اثر کند و به صدا کمی رنگ بدهد ( در مرحله ی مسترینگ gain reduction برابر ۳ دسی بل، ۲:۱ ratio، اتک تایم کُند و یک release متوسط برای شروع مناسب است).

پولیش میکس

linear-phase EQ برای پولیش کردن میکس نهایی عالی است. چرا باید از linear-phase EQ استفاده کنید؟ آیا هر اکولایزری نمی تواند همین کار را انجام دهد؟ پاسخ این سوال ساده است: اکولایزرهای linear-phase خیلی شفاف به صدا شکل می دهند و به صدا کاراکتر اضافه نمی کنند، در طرف دیگر ماجرا اکولایزرهای non-linear-phase به میکس رنگ می دهند و بالانس تونال آن را برهم می زنند. وقتی در پروسه ی مسترینگ از یک EQ استفاده می کنید باید به صورت بسیار ملایم آن را به کار بگیرید. اگر مراقب نباشید ممکن است همین اکولایزر خرابی های زیادی به بار آورد. در این جا شما فقط به دنبال این هستید که بهبودهای خیلی جزئی به وجود بیاورید، نه این که یک تغییر تونال کلی ایجاد کنید. چند دسی بل high shelving برای باز کردن فرکانس های بالا، یک افزایش جزئی در حدود فرکانس ۴kHz برای روشن تر کردن صدا یا یک کات جزئی مابین فرکانس های ۲kHz–۸kHz برای شیرین تر شدن صدا تنها چیزیست که میکس شما در این مرحله نیاز دارد. به خاطر داشته باشید که شما قرار نیست یک میکس غیر بالانس را اصلاح کنید، بلکه تنها قرار است یک میکسی که خوب صدا می دهد را کمی جذاب تر کنید.

بالا بردن ولوم

یکی از کاربردهای مسترینگ که اغلب اوقات مورد بحث قرار می گیرد، بلندتر کردن صدای میکس است. این کار به وسیله یک یک brickwall limiter انجام می شود؛ به بیان ساده تر لیمیتری که سقفی را برای شدت صدا مشخص می کند. این لیمیتر موجب می شود که سیگنال ها از یک مرزی نتوانند بالاتر بروند، چرا که اگر از آن حد بالاتر بروند clipping اتفاق خواهد افتاد. بهتر است این سقف خروجی را به جای ۰dB روی عدد ۰٫۳dBFS- قرار دهید تا احتیاط بیشتری برای جلوگیری از clipping انجام شود؛ این کار مخصوصا برای زمانی که می خواهید موزیکتان را به فرمت MP3 اکسپورت یا روی سرویس های استریم موسیقی آپلود کنید بسیار مهم است. علاوه بر این موارد سعی کنید به گِین ورودی هیچ کاری نداشته باشید. زیاد کردن گِین ورودی شاید صدای میکس شما را بلندتر کند اما قطعا باعث نمی شود صدای آن بهتر شود. هدف شما باید این باشد که افزایش ولوم بدون هیچ تغییری در صدا اتفاق بیفتد. میکسی که loudness level آن در حدود

۱۴LUFS- است صدایش مشابه نسخه ی ماقبل لیمیتر است و تنها بلندی صدای آن بیشتر شده است.

جذاب تر کردن میکس

اگر باز هم می خواهید میکس تان جذاب تر شود، یک اکولایزر دارای کاراکتر، یک stereo widener و یک پلاگین tape saturation انتخاب های فوق العاده ای خواهند بود. اکولایزرهای استایل Pultec برای خاص تر کردن صدای میکس بسیار عالی هستند؛ منحنی های موزیکالی که این نوع اکولایزرها دارند روی هر صدایی منحصر به فرد خواهد بود. Stereo widener ها برای باز کردن صدای میکس ایده آل هستند، اما حواستان باشد اگر بیش از حد از آن ها استفاده کنید imaging میکس تان خراب خواهد شد. پلاگین های Tape saturation کاراکتر آنالوگ به میکس تان می دهند؛ در این مورد هم تنها مقدار کمی از saturation کافی خواهد بود. مرز مشخصی بین یک saturation گوش نواز و یک دیستورشن گوش خراش وجود دارد!

ترتیب افکت ها در زنجیره ی سیگنال

تنها قانونی که در مسترینگ وجود دارد این است که هیچ قانونی وجود ندارد. هرکاری که باعث بهتر شدن صدای میکس می شود را انجام دهید. فقط یک اخطار به شما می دهیم: همیشه لیمیتر باید آخرین افکت در زنجیره ی مسترینگ باشد. در غیر این صورت پیک ها ممکن است از لیمیت خروجی عبور کنند و digital clipping اتفاق بیفتد.

Dithering را فراموش نکنید!

وقتی از مسترینگ کارتان راضی شدید نوبت به اکسپورت گرفتن از محصول نهایی می رسد. فرمت های مختلفی در پلتفرم های مختلف وجود دارد و هرکس بر حسب این که موزیکش قرار است در چه پلتفرمی منتشر شود نوع فرمت را در این مرحله انتخاب می کند. فقط به خاطر داشته باشید که اگر قرار است bit rate نهایی شما یک فایل ۱۶bit باشد حتما پروسه ی Dithering را انجام دهید.

 

میکس

میکس را از همان ابتدای کار درست انجام دهید

اگر میکس هایتان در آخر کار دارای چنین اسم هایی هستند [این اسم نشان می دهد فرد میکس کننده چندین بار میکس نهایی را تغییر داده است] نشانه ی این است که شما نمی توانید همان بار اول میکس درستی بسازید. حتی اگر شما یک مهندس میکس با سابقه باشید، باز هم لازم است گاهی در شیوه ی کارتان بازنگری کنید و ببینید چطور می توانید پروسه ی میکس کردنتان را بهتر کنید. در این مقاله به بایدها و نبایدهایی اشاره می کنیم که به شما کمک می کنند تصمیمات بهتری در زمان میکس یک قطعه اتخاذ کنید.

بایدها  در میکس و مستر:

برای خودتان هدف تعیین کنید

می خواهید به چه نوع میکسی برسید؟ میکسی که در آن صدای درامز پرحجم و برجسته است؟ میکسی که وکال آن حسی صمیمی القا می کند؟ یا می خواهید حس بودن در یک فضای خاص را به شنونده القا کنید؟ بسیاری از مهندسان میکس حرفه ای یک ایده ی مرکزی را برای خودشان در نظر می گیرند و براساس آن ایده پروسه ی میکس را انجام می دهند.

اهمیت آکوستیک صحیح اتاق را درک کنید

حتی اگر قرار است اتاقی که در آن به میکس می پردازید با بودجه ی کمی ساخته شود، خرید تجهیزات آکوستیک باید جزو برنامه های اصلی شما باشد. اگر این نکته را نادیده بگیرید و در اتاقی که آکوستیک مناسبی ندارد شروع به میکس کنید، در بهترین حالت باید زمانی را به فهمیدن این که اتاق شما چه نوع ناهنجاری های آکوستیکی دارد و دقیقا چه لطمه ای به صدا می زند اختصاص دهید. رایج ترین معضلی که در اتاق هایی با آکوستیک نامناسب اتفاق می افتد روی هم انباشته شدن فرکانس های بیس و بوجود آمدن مشکلات phase در انعکاس صداست. اتاقتان را آکوستیک کنید تا بتوانید میکس های دقیقی انجام دهید، یا حداقل بدانید اتاقتان چه تاثیری روی چیزی که می شنوید می گذارد.

مانیتورهایتان را کالیبره کنید و به منحنی فلچر-مانسون توجه داشته باشید

منحنی های فلچر-مانسون نشان می دهند که گوش انسان یکنواخت ترین پاسخگویی فرکانسی (یا به بیان دیگر بیشترین دقت) را در فشار صوتی ۸۵dB SP دارد. مانیتورهایتان را طوری کالیبره کنید که میکس هایتان را با شدت ۸۵dB بشنوید؛ در این حالت فارغ از این که شنونده های نهایی، موزیک شما را با چه ولومی گوش کنند، صدای صحیح تر و مطلوب تری ایجاد خواهد شد. اگر با ولومی کمتر یا بیشتر از این مقدار میکس کنید، طیف فرکانسی از حالت بالانس خارج می شود و شما فرکانس های مختلف را به صورت یکسان نخواهید شنید. حتی اگر ۸۵dB برای اتاق شما زیادی بلند است، حداقل سعی کنید میکس هایتان را همیشه با یک ولوم ثابت انجام دهید.

میکس هایتان را با مانیتور، هدفون و اسپیکرهای کوچک چک کنید

بعد از خواندن نکاتی که تا به اینجا گفته شد، شاید با خود فکر کنید که میکس کردن با هدفون ممکن است راحت تر باشد و بهتر است کلا از دردسری که مانیتورها ایجاد می کنند صرف نظر کرد؛ این فکر کاملا غلط است. رسیدن به میکسی که در هر سیستم پخشی خوب صدا بدهد، آسان تر به دست خواهد آمد اگر آن را با مانیتور، هدفون و اسپیکرهای کوچک (مانند اسپیکر موبایل) چک کنید. هرکدام از این سیستم های پخش نقاط قوت و ضعف خود را دارند و هرچه از سیستم های پخش بیشتری برای چک کردن میکس تان استفاده کنید، میکس شما شانس بیشتری برای خوب صدا دادن در سیستم های پخش مختلف خواهد داشت.

هدروم زیادی باقی بگذارید

برخلاف میکس کردن در یک کنسول آنالوگ، هیچ دلیلی وجود ندارد که مترهای باس استریوی نرم افزار آهنگسازی شما (یا هر متر دیگری) به قسمت قرمز برسد و پیک کند. با صدای دیجیتال، محدوده ی داینامیک بسیار بیشتری در اختیار شماست و هیچ نیازی به بالا بردن بیش از حد ولوم در مرحله ی میکس نیست. باقی گذاشتن هدروم به شما اجازه می دهد میکسی بسازید که داینامیک بیشتری داشته باشد و همچنین در مرحله ی مسترینگ راحت تر بشود روی آن کار کرد (در مرحله ی مسترینگ است که شما باید به فکر بالا بردن ولوم قطعه باشید).

از باس ها و aux send ها استفاده کنید

اگر معمولا تمام ترک ها را مستقیما به باس مَستر می فرستید، سعی کنید به جای این کار، ترک های مشخصی را به صورت گروهی به باس ها بفرستید. بیشتر افراد باس ها را برای درامز استفاده می کنند، اما می شود از آن برای گیتار، وکال و دیگر پارت ها هم استفاده کرد. این که بتوانید تنظیمات اکولایزر و کمپرسور را به جای این که روی ترک های مجزا انجام دهید، روی گروهی از ترک ها پیاده کنید باعث می شود در نهایت میکس منسجم تری داشته باشید.

نبایدها در میکس و مستر

قبل از اتمام ویرایش ها میکس را شروع نکنید

یک میکس بی نقص، با یک پروژه که به درستی ادیت شده باشد شروع می شود. حذف کردن قسمت هایی از صدا که غیر ضروری هستند، اضافه کردن fade به کلیپ ها و تنظیم کردن گِین کلیپ ها از جمله ویرایش هایی است که شما باید قبل از شروع میکس انجام داده باشید. انجام این کار شاید جذابیت چندانی نداشته باشد اما نقش مهمی در رسیدن به یک میکس موفق دارد. پس همیشه قبل از شروع میکس ادیت ها را انجام دهید، نه در حین میکس.

قبل از این که پایه و اساس میکس را درست نکرده اید، به سراغ انجام کارهای خلاقانه نروید

مهندسان میکس حرفه ای انواع ترفندها را برای هرچه جذاب تر شدن میکس به کار می برند، از افزایش جزئی ولوم قسمت ترجیع بند گرفته تا ترکیب ترک های افکت دار در پس زمینه ی میکس. تمام این کارها باید پس از این که پایه و اساس میکس درست شد انجام شوند. اگر قبل از این که پایه ی میکس را درست کرده باشید به سراغ کارهایی مانند automate کردن افکت ها و ولوم ترک ها بروید، کار شما بسیار سخت تر و طولانی تر خواهد شد. ابتدا سعی کنید میکسی بسازید که با کمترین مقدار automation تا حد مطلوبی خوب صدا بدهد، سپس به سراغ تکنیک های خلاقانه بروید و میکس را از چیزی که هست بهتر کنید.

در هنگام خستگی و یا بلافاصله پس از اتمام ضبط شروع به میکس نکنید

اگر پس از تنظیم یک قطعه فورا میکس آن را شروع کنید، گوش شما یک نوع پیش داوری نسبت به صداها دارد و شما نمی توانید در این صورت تصمیمات درستی برای میکس قطعه بگیرید. این که یک ترک را بارها و بارها پشت سر هم بشنوید، می تواند درک شما نسبت به آن صدا را تغییر دهد. سعی کنید مدتی از پروژه دور باشید و به موزیک های دیگری گوش دهید. در این صورت وقتی شروع به میکس پروژه کنید، با حس شنیداری تازه ای تصمیمات خود را اتخاذ خواهید کرد.

بیش از اندازه ی نیازتان از افکت ها استفاده نکنید

اگر روی یکی از ترک های میکس تان از چند نوع افکت مختلف استفاده می کنید، حتما در طول پروژه این افکت ها را هر از گاهی غیر فعال کنید و ببینید آیا این افکت ها تاثیر مثبتی روی صدا می گذارند یا نه. البته هیچ اشکالی ندارد اگر روی یک ترک، پلاگین های مختلفی مانند EQ, de-esser و compressor داشته باشید؛ اما مثلا اگر زنجیره ی افکت هایتان چیزی مانند EQ/compression/distortion/EQ/limiter/EQ بود، سعی کنید تمام آن ها را غیر فعال و سپس یکی یکی آن ها را فعال کنید تا تاثیر هرکدام روی صدا را بشنوید، شاید تمام آن ها ضروری باشند و شاید بعضی از آن ها به صدا لطمه بزنند. اگر دیدید هرکدام از این افکت ها بهبود مشخصی در کیفیت صدا ایجاد نمی کند یا هدف مشخصی ندارد، بهتر است آن را از زنجیره ی افکت ها کنار بگذارید.

با این تصور که  صدا هرچه بلندتر باشد بهتر است  خودتان را گول نزنید

این مورد به نکته ی قبلی که بیان کردیم مرتبط است. بعضی از پلاگین ها موجب افزایش ولوم صدا می شوند و شما فکر می کنید وقتی صدا بلندتر شود پس حتما کیفیت آن هم بهتر می شود در حالی که ممکن است چیزی کاملا برعکس این قضیه اتفاق بیفتد. وقتی که می خواهید سیگنال های اکولایز شده یا کمپرس شده را با ترک خام مقایسه کنید، همیشه سعی کنید ولوم آن ها را با هم مچ کنید تا مطمئن شوید آن افکت واقعا کیفیت صدا را بهتر می کند و بالا رفتن ولوم ترک شما را گمراه نمی کند.

پروسه های میکس و مسترینگ را با هم یکی نکنید

به طور کلی می توان گفت که هدف پروسه ی میکس، ساختن ترکیبی منسجم از ترک هایی ست که در هر سیستم پخشی خوب صدا بدهند و هدف از پروسه ی مسترینگ این است که کاری کنید میکس تا جایی که امکان دارد خوب صدا بدهد (و همچنین آن را برای پلتفرم مقصدش بهینه کنید). اگر شما کسی هستید که وظیفه ی انجام هر دو کار میکس و مسترینگ را به عهده دارید، شاید وسوسه شوید که با همان باس استریویی که در میکس وجود دارد صدای مستر شده ای از پروژه بگیرید. توصیه ی ما این است که پروسه های میکس و مسترینگ را از یکدیگر تفکیک کنید (و اگر ممکن است برای مسترینگ از یک مهندس مسترینگ اختصاصی استفاده کنید). سعی کنید بدون انجام هیچگونه از پردازش هایی که در مسترینگ انجام می شود کاری کنید که میکس تان خوب صدا بدهد. در این حالت پروسه ی مسترینگ نتیجه ی خیلی بهتری روی میکس شما خواهد داشت.

چک کردن میکس خارج از محیط استودیو را فراموش نکنید

وقتی حس کردید پروسه ی میکس به اتمام رسیده است، آن را خارج از اتاق میکس تان و با سیستم های پخش دیگر تست کنید. در ماشین، اتاق پذیرایی خانه، ایرباد یا هرجایی که به ذهنتان می رسید به میکسی که انجام داده اید گوش کنید. در حالی که شما برای اتخاذ تصمیمات میکس مناسب به یک محیط کنترل شده نیاز دارید، گوش دادن به میکس در محیطی خارج از استودیو نوعی تست کردن میکس در محیط واقعی است که به شما نشان می دهد مخاطبین قطعه ی شما در سیستم های پخش مختلف میکس شما را چطور می شنوند.

با زیاد کردن ولوم مانیتور خودتان را گول نزنید

وقتی حس می کنید صدای مناسبی را در میکس ایجاد کرده اید، صدای مانیتورها را کم کنید، خیلی کم. این کار بسیار موثر است و به شما نشان می دهد کدام بخش های میکس با دیگر پارت ها تطابق ندارند. توجه داشته باشید که بسیاری از مخاطبین شما قرار نیست موزیک را با آن ولوم بالایی که شما در استودیو گوش می دهید گوش کنند. این هم یک نوع تست میکس در دنیای واقعی است که به شما نشان می دهد مخاطبین در زندگی روزمره شان موزیک شما را چگونه خواهند شنید. مطمئن شوید که با کم کردن ولوم، پارت های مهم میکس (مثلا وکال یا ساز سولو) در صداهای دیگر گم نشود.

چند ابزار کلیدی برای مسترینگ

در این مقاله چندین پلاگین مهم برای مسترینگ را به شما معرفی خواهیم کرد که فارغ از این که با کدام نرم افزار آهنگسازی کار می کنید، می توانید آن ها را مورد استفاده قرار دهید.

 Steinberg Wavelab

با این که شما با استفاده از هر کدام از نرم افزارهای آهنگسازی می توانید کار مسترینگ انجام دهید، اما نرم افزار Steinberg Wavelab یک نرم افزار تخصصی برای مسترینگ است. این نرم افزار با مجموعه ی بزرگی از پلاگین های مسترینگ عرضه می شود و بسیاری از ابزارهای مختص به مسترینگ را در خود جای داده است. وجه تمایز این نرم افزار با سایر نرم افزارها این است که به شما اجازه می دهد برای هر آیتم صوتی، زنجیره های افکت مختلف ایجاد کنید. این ویژگی برای وقتی که بخواهید چند آیتم صوتی مختلف را با هم ترکیب کنید ایده آل است.

 

ابزار کلیدی مسترینگ

 

 Sonnox Oxford EQ

پلاگین Sonnox Oxford EQ از روی کنسول میکس دیجیتال و گران قیمت Sony Oxford R3 شبیه سازی شده است. چهار مدل اکولایزری که در این پلاگین وجود دارد باعث افزایش قابلیت های آن شده و آن را برای استفاده در طیف وسیعی از کارها ایده آل ساخته است. در بخش مسترینگ، این پلاگین تمام ویژگی های مورد نیاز را با صدایی شفاف به شما ارائه می دهد. کاربران Pro Tools HD / HDX می توانند از یک مدل اضافه تر، با نام GML هم استفاده کنند که از اکولایزر آنالوگ افسانه ای Massenburg GML-8200 برگرفته شده است.

 

mix and mastering

Shadow Hills Industries Mastering Compressor

Shadow Hills Industries Mastering Compressor یک پردازنده ی داینامیک بسیار قدرتمند است که منحصرا برای استفاده در مرحله ی مسترینگ طراحی شده است. دو کانال این پردازنده قابلیت تنظیم به حالت stereo یا dual-mono را دارند و هر کانال دارای دو کمپرسور است که قابلیت های صوتی فراوانی را ایجاد می کند. اگرچه نسخه ی سخت افزاری این افکت بسیار گران است و قیمتی در حدود ۸۰۰۰ پوند دارد، اما شرکت Brainworx یک نمونه ی پلاگین فوق العاده را از روی این سخت افزار تولید کرده که البته تنها برای پلتفرم UAD موجود است و برای استفاده از آن شما نیاز به داشتن سخت افزار کمپانی Universal Audio دارید. البته در این حالت باز هم شما قیمت بسیار کمتری را نسبت به نمونه ی سخت افزاری این کمپرسور پرداخت می کنید.

جمع بندی :

میکس و مستر مبحث پیچیده ای است و ما در این مقاله تنها به شکل سطحی آن را برای شما شرح دادیم. اطلاعاتی که در این مقاله ارائه شد به صورت کلی هستند و در بیشتر مواقع درست جواب می دهند، اما شرایط زیادی هم هست که این طور نخواهد شد. به هر حال هر پروژه ای منحصر به فرد و متفاوت از دیگر پروژه هاست!

 

گردش کار استاندارد از ضبط تا انتشار

یک پروژه موسیقی معمولاً مسیر مشخصی را طی می‌کند: آهنگسازی و تنظیم، ضبط، ویرایش، میکس، مسترینگ و در نهایت انتشار. هر مرحله ورودی مرحله بعد را می‌سازد، بنابراین مشکلات حل‌نشده در هر نقطه، به مراحل بعدی منتقل می‌شوند. درک این زنجیره به شما کمک می‌کند بفهمید هر مشکل را باید در کدام مرحله حل کنید، نه اینکه امیدوار باشید مرحله بعد آن را جبران کند.

ویرایش: مرحله‌ای که اغلب نادیده گرفته می‌شود

بین ضبط و میکس، مرحله ویرایش قرار دارد که شامل حذف نویزهای ناخواسته، تنظیم دقیق زمان‌بندی، کامپینگ بهترین تیک‌ها و اصلاح خطاهای جزئی پیچ است. صرف زمان کافی در این مرحله، کار میکس را به‌طور چشمگیری ساده‌تر می‌کند؛ میکس کردن مواد اولیه تمیز، همیشه ساده‌تر از تلاش برای پنهان کردن مشکلات با پردازش است.

گین استیجینگ: پایه‌ای‌ترین اصل میکس

گین استیجینگ به معنای تنظیم صحیح سطح سیگنال در هر نقطه از زنجیره پردازش است. سیگنال بیش‌ازحد قوی باعث اشباع و دیستورشن می‌شود و سیگنال بیش‌ازحد ضعیف، نسبت سیگنال به نویز را خراب می‌کند. بسیاری از پلاگین‌ها نیز در سطوح ورودی خاصی بهترین عملکرد را دارند. رعایت این اصل ساده، پایه یک میکس تمیز و حرفه‌ای است.

ساختار باس و سازمان‌دهی سشن

گروه‌بندی ترک‌های مرتبط در باس‌های مشترک، مانند باس درام، باس وکال و باس سازها، امکان کنترل یکجای هر گروه را فراهم می‌کند و پردازش روی کل گروه را ساده‌تر می‌سازد. این ساختار علاوه بر صرفه‌جویی در منابع پردازشی، تصمیم‌گیری را نیز منظم‌تر می‌کند و از سردرگمی در پروژه‌های بزرگ جلوگیری می‌نماید.

تعادل فرکانسی و مفهوم فضاسازی

هر ساز در میکس باید فضای فرکانسی مشخص خود را داشته باشد؛ وقتی چند ساز در یک محدوده فرکانسی رقابت می‌کنند، نتیجه صدایی گِل‌آلود و نامشخص خواهد بود. تکنیک حکاکی فرکانسی، یعنی کاهش جزئی همان محدوده در یک ساز برای باز کردن فضا برای ساز دیگر، یکی از پرکاربردترین راهکارهای حل این مشکل است.

پردازش موازی و کاربردهای آن

در پردازش موازی، سیگنال اصلی دست‌نخورده باقی می‌ماند و نسخه‌ای پردازش‌شده از آن با سیگنال اصلی ترکیب می‌شود. این روش امکان اعمال پردازش‌های شدید بدون از دست دادن طبیعی بودن صدا را فراهم می‌کند و به‌ویژه در کمپرشن درام و ساچوریشن وکال بسیار مؤثر است.

مانیتورینگ در سطوح مختلف صدا

بررسی میکس در سطوح بلندی متفاوت، اطلاعات مکملی ارائه می‌دهد. در سطح پایین، تعادل کلی عناصر اصلی بهتر مشخص می‌شود؛ در سطح متوسط، جزئیات فرکانسی دقیق‌تر شنیده می‌شوند. مهندسان باتجربه بیشتر وقت خود را در سطوح پایین تا متوسط کار می‌کنند و تنها برای بررسی‌های کوتاه، صدا را بالا می‌برند.

یادگیری اصولی: مسیر پیشنهادی

برای کسانی که می‌خواهند این مهارت‌ها را جدی دنبال کنند، ترتیب منطقی یادگیری این است: ابتدا اصول شنیداری و گین استیجینگ، سپس اکولایزر و کمپرسور، بعد افکت‌های فضایی، و در نهایت مسترینگ. یک دوره ساختاریافته میکس و مسترینگ این مسیر را مشخص می‌کند و از پراکندگی یادگیری جلوگیری می‌نماید.

ارتباط تنظیم با کیفیت نهایی میکس

بخش بزرگی از کیفیت نهایی، پیش از شروع میکس و در مرحله آهنگسازی و تنظیم تعیین می‌شود. اگر سازبندی از ابتدا هوشمندانه چیده شده باشد و هر عنصر نقش مشخصی داشته باشد، میکس عمدتاً به تنظیمات ظریف محدود خواهد شد؛ اما تنظیم شلوغ و پرتداخل، هیچ‌گاه با میکس کاملاً اصلاح نمی‌شود.

استفاده از رفرنس و مقایسه حرفه‌ای

مقایسه مداوم میکس خود با یک ترک حرفه‌ای در همان ژانر، مرجع عینی برای قضاوت فراهم می‌کند. مهم است که رفرنس را به سطح بلندی مشابه میکس خود برسانید، چون گوش انسان صدای بلندتر را به‌طور طبیعی بهتر ارزیابی می‌کند و مقایسه در سطوح نابرابر گمراه‌کننده خواهد بود.

مدیریت زمان و جلوگیری از بازنگری بی‌پایان

یکی از دام‌های رایج، بازنگری بی‌پایان یک میکس بدون رسیدن به نتیجه است. تعیین محدوده زمانی مشخص برای هر پروژه و پذیرش اینکه هیچ میکسی کاملاً بی‌نقص نخواهد بود، به شما کمک می‌کند پروژه‌ها را تمام کنید و از تجربه هرکدام برای بهبود پروژه بعدی استفاده نمایید.

ثبت تنظیمات و ساخت الگوی شخصی

با گذشت زمان، متوجه می‌شوید که برخی تنظیمات و رویکردها برای سبک کاری شما بهتر جواب می‌دهند. ذخیره این تنظیمات به‌عنوان الگوی شروع، سرعت کار در پروژه‌های بعدی را افزایش می‌دهد؛ اما مراقب باشید که این الگوها به قالب ثابت و بدون تفکر تبدیل نشوند، چون هر پروژه نیازهای منحصربه‌فرد خود را دارد.

قبل از ارسال پروژه برای میکس چه نکاتی را رعایت کنیم؟

برای دریافت نتیجه بهتر، پیش از ارسال پروژه به مهندس میکس موارد زیر را بررسی کنید:

  • فایل‌ها را با نام‌های مشخص ذخیره کنید.
  • لاین‌های اضافی و بدون استفاده را حذف کنید.
  • فایل‌های صوتی را از یک نقطه زمانی یکسان خروجی بگیرید.
  • افکت‌های ضروری و خلاقانه را مشخص کنید.
  • یک نسخه دمو از آهنگ ارسال کنید.
  • چند آهنگ مرجع نزدیک به سبک موردنظر خود معرفی کنید.
  • درباره حس، فضا و نتیجه مورد انتظار توضیح دهید.

هرچه پروژه منظم‌تر و توضیحات شما دقیق‌تر باشند، فرایند میکس سریع‌تر و نتیجه نهایی به سلیقه شما نزدیک‌تر خواهد بود.

قبل از ارسال فایل برای مسترینگ چه نکاتی مهم است؟

فایل میکس باید با کیفیت مناسب و بدون پردازش مخرب ارسال شود. بهتر است پیش از خروجی گرفتن با مهندس مسترینگ درباره فرمت، بیت‌ریت، سمپل‌ریت و میزان فضای خالی موردنیاز مشورت کنید.

همچنین معمولاً توصیه می‌شود:

  • فایل به‌صورت WAV ارسال شود.
  • روی خروجی نهایی کلیپ ایجاد نشده باشد.
  • از لیمیتر شدید روی مستر استفاده نشده باشد.
  • ابتدای و انتهای آهنگ به‌درستی مشخص شده باشد.
  • نسخه مرجع و توضیحات لازم همراه فایل ارسال شوند.

مسترینگ برای آلبوم در برابر تک‌آهنگ

هنگام مسترینگ یک آلبوم کامل، علاوه بر کیفیت هر قطعه، انسجام کلی مجموعه نیز اهمیت دارد؛ تمام قطعات باید از نظر سطح بلندی، تعادل فرکانسی و رنگ کلی صدا با یکدیگر هماهنگ باشند تا شنونده هنگام گوش دادن پیوسته، احساس ناهماهنگی نکند. همچنین فاصله بین قطعات و نحوه انتقال بین آن‌ها در این مرحله تنظیم می‌شود.

استانداردهای بلندی صدا (LUFS) برای پلتفرم‌های استریمینگ

یکی از مباحث فنی مهم در مسترینگ مدرن، آشنایی با استاندارد LUFS (بلندی درک‌شده) است، چون هر پلتفرم استریمینگ استاندارد خودش را دارد و اگر آهنگ خارج از این محدوده مستر شود، پلتفرم به‌صورت خودکار بلندی آن را کاهش می‌دهد که می‌تواند به کیفیت صدا آسیب بزند. برای مثال، اسپاتیفای معمولاً حدود ۱۴- LUFS integrated را هدف می‌گیرد، در حالی که یوتیوب استاندارد مشابهی نزدیک به همین محدوده دارد. مسترینگ بیش از حد بلند (Loudness War) دیگر مزیت رقابتی محسوب نمی‌شود، چون پلتفرم‌ها آن را نرمال‌سازی می‌کنند؛ در عوض، تمرکز روی داینامیک سالم و کیفیت صدا اهمیت بیشتری نسبت به صرفاً «بلندتر بودن» پیدا کرده است.

میکس و مسترینگ چقدر زمان می‌برد تا یاد گرفته شود؟

یادگیری اصول پایه میکس (بالانس، پن، EQ ساده) معمولاً چند هفته زمان می‌برد. اما میکس و مسترینگ حرفه‌ای، به‌خصوص تربیت گوش برای تشخیص دقیق مشکلات فرکانسی و داینامیک، یک مهارت بلندمدت است که ماه‌ها تا سال‌ها تمرین مداوم می‌طلبد. نکته کلیدی این است که میکس هر پروژه را با پروژه قبلی مقایسه کنید و بازخورد بگیرید؛ گوش انسان با تمرین و تکرار آموزش می‌بیند، نه صرفاً با خواندن تئوری. شروع با پروژه‌های ساده و افزایش تدریجی پیچیدگی، مسیر یادگیری را به‌مراتب سریع‌تر و پایدارتر می‌کند.

پرسش‌های متداول درباره میکس و مسترینگ

چقدر طول می‌کشد تا میکس یاد بگیرم؟ رسیدن به سطح قابل قبول معمولاً یک تا دو سال تمرین منظم می‌طلبد. آیا به تجهیزات گران نیاز دارم؟ خیر، با تجهیزات پایه و گوش تربیت‌شده می‌توان نتایج خوبی گرفت. آیا باید میکس و مسترینگ را خودم انجام دهم؟ برای یادگیری بله، اما برای انتشار تجاری جدی، سپردن مسترینگ به متخصص معمولاً نتیجه بهتری دارد.

اشتباهات رایجی که باید از آن‌ها پرهیز کرد

استفاده افراطی از پلاگین‌ها بدون هدف مشخص، میکس کردن در ولوم بسیار بلند، نادیده گرفتن سازگاری مونو، و تکیه صرف بر نمایشگرهای بصری به‌جای گوش دادن، از رایج‌ترین اشتباهات تازه‌کارها هستند. آگاهی از این دام‌ها، خودش نیمی از راه پرهیز از آن‌هاست.

ابزارهای رایگان برای شروع

بسیاری از نرم‌افزارهای تولید موسیقی با مجموعه‌ای از پلاگین‌های داخلی باکیفیت عرضه می‌شوند که برای یادگیری اصول و حتی تولید آثار حرفه‌ای کاملاً کافی هستند. علاوه بر آن، پلاگین‌های رایگان معتبری نیز در دسترس‌اند. توصیه می‌شود پیش از هرگونه خرید، ابزارهای موجود را تا حد ممکن بشناسید و از آن‌ها استفاده کنید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 4 میانگین: 4]

درباره فریور طباطبایی

آهنگساز، تنظیم‌کننده و مهندس میکس و مسترینگ؛ مدرس دوره‌های آموزش آهنگسازی، میکس و مسترینگ، کیوبیس و تئوری موسیقی در تب استودیو.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *